روز جهانی کودک مبارک!

دست مذهب و دولت مذهبی از زندگی کودکان کوتاه!

 

در سال 1946، پس ار پایان جنگ جهانی دوم، و به منظور سرپرستی و حمایت از کودکان باقی مانده از جنگ،  مرکز یونیسف که ابتدا انجمن بین­المللی ویژه­ی کودکان united Nations International Emergency Fund نام گرفت توسط انجمن عمومی سازمان ملل ایجاد شد.  

در ششم اکتبر 1953، نهاد یونیسف بنیان گذاشته شد و این روز به عنوان روز جهانی کودک پیشنهاد گشت که هم اکنون در برخی کشورها  در تاریخ هشتم اکتبر، یعنی روز اعلام سراسری آن، جشن گرفته می­شود.

یونیسف شعار امسال روز جهانی کودک را «جهانی شایسته­ی کودکان»، «جهانی بدون خشونت» نام نهاده است.  در این جهان ناشایسته­ی ما، اما، کودکان متحمل رنج­ها و دردهای فروانی­اند. در کارگاه­های قالی بافی و کارخانه­های الماس تراشی، در دخمه­ها و اصطبل­ها، در معادن سنگ و ذغال، در مزارع پنبه و چای، در گوشه و کنار خیابان­ها و بر سر چهاراه­ها، جان کوچک می­کاهند؛ شیره­ی جان می­فروشند؛ و در ثانیه به ثانیه­ی زندگی محنت بار خود از تب و خستگی کار، شادی می­بازند.

مقوله­ی کار و رنج کودکان، پدیده­ای جهانی است. چهارراه خطر کودکان، کار و فقر و محرومیت از حق تحصیل است؛ طعمه­ی مواد مخدر و باندهای قاچاق شدن است؛ استثمار جنسی است؛ خشونت و آزار جسمی و تعرض جنسی در خانواده است؛ اسیر باندهای تجارت کودک شدن است؛ تقاطع راه­های شور بختی­ای که بنا به گزارشات یونیسف حداقل چهارصد میلیون کودک در سراسر جهان را در برمی­گیرد.

در این میان، کشور ایران نه تنها از این قاعده­ی شوم و دون شان انسان و حُرمت کودکی مستثنی نیست، بلکه در نوع خود استثنایی کم نظیر است. ایران امروز تنها کشوری در جهان است که قوانینی مدون و مستقیم علیه حقوق کودکان دارد.

قانون مدنی 1210، که شرط نه سالگی بلوغ برای کودکان دختر و پانزده سالگی برای کودکان پسر را تعیین می­کند؛ تبعیضات به حکم شرع در قانون کار و حق بهره کشی و استثمار کودکان؛ تبصره­ی 84 ماده­ی 179 قانون کار؛ قوانین فقهی تادیب، ماده­های 622 تا 625؛ و...؛ به علاوه­ زیر پا گذاشتن تمامی کنوانسیون­های مربوط به حقوق کودکان که به آن متعهد شده است ­-­­ از جمله کنوانسیون حقوق سیاسی شهروندی کودکان و عدم حکم اعداام برای کودکان زیر هجده سال - تنها نمونه­هایی از این قوانین مدون و مستقیم علیه حقوق کودکان است.

قوانین شرعی اسلام مانند قصاص، که اعدام کودکان زیر هجده را به نان سنت و مذهب بی شرمانه توجیه می­کنند، و ده­ها و صدها محدودیت دیگر به نام مذهب، زندگی کودکان و جوانان در ایران را به یک جهنم زمینی تبدیل نموده است.

در تمامی عرصه­های مربوط به حق کودکی، نقش دولت مذهبی به عنوان ستون فقرات بی حقوقی مطلق کودکان با تکیه به شرع و عُرف کاملا نمایان و آشکار است. دولت مذهبی ایران در تمامی شئونات زندگی، در خصوصی­ترین زوایای زندگی، کودکان نفوذ و دخالت کرده و مانع رشد آزادنه­ی آنان می­شود. به کتاب­های آموزشی و درسی در ایران نگاهی بیندازید. به جشن تکلیف برای دختران هشت ساله که در مدارس برگزار می­گردد و در واقع زن شدنشان را به آن­ها گوشزد می­کند و وظایف اسلامی زنان را به آن­ها یاد آور می­شود نگاه کنید. چندش آور و مشمئز کننده است. تصور حتا لحظه­ای از وهنی که به کودکان چون برگ گل در این گونه مراسم دست می­دهد هم درد آور و جان کاه است. فقر حرکتی کودکان دختر در مدارس، ناشی از حجاب اجباری، که سبب نارسایی­های حرکتی و کجی ستون فقرات آن­ها می­شود از مضرات دیگر قوانین تبعیض آمیز مذهبی علیه کودکان دختر است. اسلامیزه شدن سیستم آموزشی، کتاب­های درسی مذهبی، و کلیه­ی برنامه­های آموزشی دیگر جمهوری اسلامی یک مانع جدی و اساسی در رشد آزدانه­ی کودکان به شمار می­آید.

آموزش­ها و تاثیرات مخرب ایدئولوژی مذهبی، آن هم  یک نوع مذهب، که به ضرب زور به تمانی کودکان خانواده­های کلیمی، زردشتی، مسیحی و بهایی و... اگر که بخواهند و اجازه داشته باشند به مدارس عادی بروند، تحمیل می­شود، حکم شُست و شوی مغزی و رام کردن کودکان - درست مانند حیوانات تربیت شده­ی سیرک­ها - را دارد. کودکی که به جای رشد آزادنه و علمی و در متن عطوفت و تامین نیازهای اولیه، از یک سو در معرض فقر و خشونت، بی تامینی و بی حقوقی، قرار می­گیرد؛ و از سوی دیگر با تبلیغات مداوم مذهبی بمباران ایدئولوژیک می­گردد؛ نهال ظریف وجودش پژمرده می­گردد، سُر خورده می­شود، ترک تحصیل می­کند، مجبور به کار می­شود، به بزهکاری و مواد مخدر روی می­آورد، و علاوه بر همه­ی این­ها یک بار دیگر هم طعمه­ی مذهب و دولت مذهبی می­شود: آفتابه به گردنش می­آویزند، دور شهر می­چرخانندش، تحقیرش می­کنند، در ملاء عام کتک­اش می­زنند، و دست آخر هم به دارش می­کشند.

زندانی کردن کودکان زیر هجده سالی که با توجه به چنین زمینه­هایی مرتکب جرم می­شوند و نگه داشتن­شان تا رسیدت به سن مرگ، هجده سالگی را دیگر برای بسیاری از کودکان و نوجوانان در ایران نه یکی از مهم­ترین مقاطع سن حیات، نه سن اوج زیبایی و شکوفایی جوانی، که لحظه­ی پایان در اتاق انتظار مرگ کرده است.

جای آن دارد که به مناسبت روز جهانی کودک، در این روز به پاس شرافت و حرمت کودکی بک صدا فریاد بر آوریم:

 

دست مذهب و دولت مذهبی از زندگی کودکان کوتاه!

 

سوسن بهار

هشتم اکتبر 2008