دهمین سالگرد رژهی جهانی لغو کار کودک

و نهمین سال روز جهانی لغو کار کودک مبارک!

 

حیاط با شکوه سازمان جهانی کار در ژنو، که سالنهای مجلل آن هر ساله شاهد عقد قرارداد، زد و بند و چک و چانه زدن بین نمایندگان کارفرمایان و دولتها از یک طرف و اتحادیه های کارگری از طرف دیگر است، در روزهای اول ژوئن 1998، با ورود سیصد کودک - نمایندهی دویست و پنجاه میلیون کودک کارگر سراسر جهان، که به انواع کار پر مخاطره از کار در کارخانه و مزارع تا بردگی قرض و سرفی، از کار خیابانی تا بردگی در صنعت سکس و پورنوگرافی مشغولاند و سودهای سرشار به جیب صاحبان این بازارهای جنایت میریزند - رنگ دیگری به خود گرفت. کودکان با فریاد رو رو رژهی جهانی عیله کار کودک، علیه بردگی و آموزش و تحصیل رایگان و مناسب برای کودکان به حیاط سازمان جهانی کار در ژنو قدم گذاشتند، جای پاها و دستهای کوچکشان با سیمان قالب گیری شد، و ستون یادبودی به یادگار به جا نهاده شد که بی شک یکی از زیباترین سمبلهای مبارزه برای لغو کار مزدی و در عین حال نشانی از غم انگیزترین و شرم آورترین پدیدههای جهان مدرن و ثروتمند ما است: وجود صدها میلیون کودک چهار تا چهارده سالهی کارگر، که درست زیر بینی مجیزگویان نظام سرمایه داری و در برابر چشمان سرد و مسخ رایزنهای ریز و درشت، آخوندها و کشیشان دعاگوی این دنیا نابرابر، جان کوچک میکاهند و حرص و آز خودکامهگان، تسمه بر گُردههای نحیفشان میکشد.

سال بعد، روز چهارم ژوئن سال 1999، در پای همین ستون یادبود و در برابر شانزده کودک نمایندهی آن سیصد کودکی که سال پیش رژهی جهانی لغو کار کودک را برگزار کردند، رئیس سازمان جهانی کار  خبر تصویب مقاوله نامهی 182 این سازمان، که پیش نویس آن در واقع دست نوشتهی کودکان کار سراسر جهان بود، را اعلام نمود. متعاقب این خبر مسرت بخش، روز دوازده ژوئن روز جهانی لغو کار کودک نام گذاری شد.

مقاوله نامهی 182 سازمان جهانی کار شامل یک بند اساسی ممنوعیت کار پر مخاطره برای کودکان زیر پانزده سال و تبصرهی مصونیت قانونی، سیاسی و اجتماعی کلیهی فعالین و تلاش گران عرصهی دفاع از حق کودکی و لغو کار کودک است.

هر چند  تصویب این مقاوله نامه - که به یُِمن جنبش جهانی لغو کار کودک و همهی فعالین دفاع از حق کودکی، و نه نیت خیر مدافعان و محافظان نظام سرمایه داری و نهادهایی مانند سازمان جهانی کار، اتحادیه های زرد و یونیسف و امثال آن میسر شد - مانع از بهره کشی و استثمار کودکان، از بین رفتن بردگی قرض، لغو نهایی کار کودک، و هزاران زشتی دیگر عیله کودکان نشده است؛ اما دادخواست انسانی و محکمی را به  توان حضور یک جنبش اعتراضی زنده و پویا در برابر این جهان نابرابر فریاد زده است و به همت فعالیت شبانه روزی تلاش گرانش در گوشه و کنار جهان برای تحقق این امر مهم هم چنان میکوشد.

به سهم خود و به عنوان عضوی از این جنبش جهانی، زنده، پویا و پر توان، که شادابیاش را از ذات کودکی و حقانیتاش را از پاکی و زیبایی و حق کودکانش برای زندگی مرفه و محترم انسانی به ارمغان دارد، این روز را به تمامی همکارانم در جنبش لغو کار مزدی کودکان در سراسر جهان تبریک میگویم و از تمامی کسانی که دلشان برای انسانیت و محو نابرابری میتپد و دست و پای و فکر و زبانشان با جنبش لغو کار مزدی کودکان هم راه و هم قدم و هم کلام و هم دست است، صمیمانه و مصرانه دعوت میکنم که به این جنبش بپیوندند.

بی حقوقی مطلق کودکان در ایران، که تنها کشوری است که در آن قوانین مستقیم و صریح علیه کودکان وضع شده و عمل میکند، کودکان این کشور را به بی حقوقترین و فراموش شدهترین کودکان جهان تبدیل کرده است. آزار و اذیت کودکان، اعدام کودکان، بردگی مزدی کودکان،اشتغال وسیع آنها به کار پر مخاطرهی خیابانی، استفاده از آنها در قاچاق مواد مخدر، و تجارت آنها و... ما را در جمعیت الغای کار کودکان در ایران و مرکز ادبیات کودک، داروگ وا میدارد که در سال 2009، جامعهی بینالمللی مدافعان حقوق کودک، تشکل بینالمللی رژهی جهانی علیه کار کودک، و کمپین دفاع از حق کودکی را به نفع کودکان ایران و تلاش برای ایجاد دادگاهی جهت محاکمهی دولت جمهوری اسلامی در نقض حقوق کودکان و زیر پا گذاشتن تمامی کنوانسیونهای بینالمللی که به آن متعهد شده است، فرا بخوانیم.

شما هم که دلی پر مُهر برای کودکان دارید و خواهان رفاه و آسایش آنها، خواهان آموزش و تحصیل آنها، خواهان شادی و احترام آنها هستید، به این فراخوان و حرکت بپیوندید و - به هر شکلی که میتوانید و میخواهید - در این راه مهم با ما و در کنار ما باشید. اگر توان جمعیمان را به کار گیریم، ای بسا که بتوانیم حق کودکی را به کودکان ساکن در ایران بازگردانیم. این وظیفهی ما بزرگترهاست.

 

به خاطر آورید که این مسافر کوچولوهای کرهی ارض، گُلهای مایند و ما مسئول گُلهایمان.

 

سوسن بهار

دوازدهم ژوئن  2008