فراخوان به ياری!

برای حق کودکی، عليه کار و خستگی!
عليه رنج و بردگی!
برای درس و زندگی!
يک دو سه، رنج و کار بسه، بچه ها همه سوی مدرسه!


واقعيت تلخ کودک آزاری و نقض حقوق کودکان يک پديده فرا گير در سراسر جهان است.  کودکان ساکن در ايران نه تنها از اين قاعده مستثنی نيستند، بلکه به دليل رسمی و قانونی بودن کودک آزاری، ويژه هم هستند:
- ماده قانونی 1210 مدنی، مصوب 1360، در تعيین سن بلوغ برای کودکان دختر نه سال قمری که با احتساب سال شمسی به هشت سال و نیم کاهش می یابد؛
- ماده فقهی 622، در تعيین حد تاديب کودک که آزار کودک تا حد کشته نشدن وی را شامل می شود؛
- ماده فقهی 623 که از يک طرف برای سقط جنين محدوديت های قانونی ایجاد می کند و حتی برای کسی که منجر به سقط جنين زن باردار از طريق ضرب و شتم وی شود، حکم قصاص را مجاز می شمارد و از طرف ديگر در صورت قتل طفلی که به منظور تنبيه مورد ضرب و شتم قرار گرفته، اما ناخواسته فوت می شود، فقط ده روز زندان و پرداخت ديه را تعيين می کند؛
- متمم 188 ماده 79 قانون کار که اجازه صريح بهره کشی از کودکان را علی رغم ممنوعيت کار کودکان زير پانزده سال، با مستثنی ساختن کار کودکان در کارگاه های خانوادگی، مشمول استخدام کشوری، حق اجاره دادن کودکان توسط پدر و ابوين، و با شرايط کار را به توافق بين کارفرما و کارگر سپردن، صادر می کند؛
- عدم اجرای تعهدات به مفاد کنواسيون های پذيرفته شده توسط دولت جمهوری اسلامی، از جمله پيمان نامه حقوق سياسی شهروندی کودکان، عدم مجازات اعدام برای کودکان زیر هجده سال؛ و هم چنین بی حقوقی مطلق کودکان پناهنده و مهاجر ساکن در اين کشور که بنا به بخشنامه های وزارت آموزش و پرورش، حتی از حق تحصيل و داشتن يک زندگی عادی محروم می گردند؛ خود گواهی بر صحت اين مدعاست که کودکان ساکن ايران به طور مستقيم و قانونی مورد آزار و بهره کشی قرار می گیرند.
اولين بند کنوانسيون حقوق کودک، تعريف کودکی است: "به همه افراد زير هجده سال کودک گفته می شود." در ايران اما کودکی را کشته اند. در این جا، و فقط به عنوان یک نمونه، ما شاهد وجود ده ها هزار مادر زیر پانزده سال هستيم. آن هم در حالی که علم پزشکی ثابت کرده است که اگر زنی قبل از سن هجده سالگی باردار شود، در سنين ميان سالی به انواع و اقسام بيماری ها دچار می گردد. اگر به اين خيِل عظيم مادر کوچولوها، دخترانی را که به دليل آزارهای ناشی از تبعیض جنسی از خانه فرار می کنند و بسياری از آن ها در همان شب اول فرار مورد تجاوز قرار می گيرند، و خانمک ها و آقا کوچولوهای گل فروش و آدامس فروش و... را هم اضافه کنيم که زندگی باخته شان را در خيابان های خاکستری و سرد زمستان، در قير داغ و سياه تابستان، و در غروب دل گير پائيز پرسه می زنند و با نگاهی در قفا به کودکانی که از مدرسه باز می گردند، بهار عمرشان در حسرت رنگين کمان شادی و بازی، درس و آموزش، سلامتی و امنيت و لطافت کودکی رگبار می شود و چون سيل بر گونه های زندگی غمگين شان جاری می گردد و بی طلوع رنگين کمانی، دنيای هفت رنگ و شاد کودکی را از دست می دهند، نه در قصه ها و هفت خوان ها، که همين جا در برابر چشمان من تو و ما، تازه کمی به واقعيت تلخ زندگی آنان نزديک شده ايم.
ما می توانيم و بايد تا آن جا که در توان مان است اين واقعيت زهرآگين را به حقيقت شيرين کودکی و شادی برای آن ها تبدیل کنيم و از حق کودکی شان دفاع نماییم. همان گونه که در بيانیه های قبلی اعلام شده است، مرکز ادبيات کودک، داروگ و جمعيت الغای کار کودکان در ایران از اول ماه مه سال جاری و با يک راهپيمایی در استکهلم (سوئد) کمپينی يک ساله را در دفاع از حق کودکی و لغو کليه قوانين کودک آزار در ايران در دستور خود قرار داده است.

خواست های ما عبارتند از:
- لغو کليه قوانين کودک آزار؛
- جايگزينی کار کودکان با تحصيل رايگان و اجباری با کيفيت بالا؛
- اشتغال به کار والدين؛
- پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران؛
- حق تشکل و بيمه بيکاری برای کارگران؛
- بالا بردن سطح معيشت خانواده های کارگری و ساير اقشار محروم و تهيدست؛
- مصونيت قانونی و اجتماعی و سياسی کليه تلاشگران عرصه حق کودکی؛
- لغو تمام استثناهای قانونی به نفع کودکان مهاجر؛
- نظارت سازمان های بين المللی مدافع حقوق کودکان بر اجرای مفاد پيمان نامه های مربوط به حقوق کودکان ساکن در ايران؛

ما، در عین حال، خواهان لغو تمامی استثناها و تبصره های کنوانسيون های حقوق کودکان و کار کودک از طرف سازمان جهانی کار و نهادهای ذیربطی مانند يونيسف هستيم که بر طبق تعاريف نسبيت فرهنگی و مفاد تطبيقی کنوانسيون ها در کشورهای مختلف در عمل بر ضد کودکان عمل می کنند.

ما، در ادامه فعالیت های این کمپین، در پائيز و زمستان سال 2006 برنامه های زير را در دستور داريم:
- اجرای يک مسابقه فوتبال تحت عنوان: يک گل عليه کار کودک!، يک گل برای حق کودکی!
با شرکت پرويز قليچ خانی و حضور هنرمندان گرامی پرويز صياد و هادی خرسندی و تيمی متشکل از کودکان دختر و پسر
- برگزاری یک فستيوال فیلم درباره و برای کودکان
اطلاعات بیشتر این برنامه ها و هم چنین برنامه های سال 2007 متعاقبا به اطلاع خواهند رسيد.

از همه شما بزرگترهای مدافع حقوق انسانی و دوستدار کودکان دعوت و تقاضا می کنيم به این کمپین بپيونديد، ما را در پیشبرد این کمپین ياری رسانيد، در برنامه های ما شرکت کنيد، و از حمايت مالی و معنوی ما دريغ نورزيد. ما در امر شايسته پيش بردن اين کمپين مهم به تمامی فکرها، دست ها و پاها و از همه مهم تر قلب ها نیاز داریم. چرا که کودک قلب زندگی است و رنجش را با دل و جان حس می توان کرد!

سوسن بهار 

شانزدهم ژوئن 2006