کودکان معتاد، قربانیان قدرت

 

علی طایفی

 

امروزه بحران موادمخدر ازجمله بحران‌های عمده جهانی است که به دنبال خود مهم‌ترین مساله اجتماعی بنیان کن معاصر، یعنی اعتیاد، را به شدت رو به گسترش می‌نهد. اعتیاد از یک­سو سبب ازهم پاشیدگی شخصیت فردی، نهاد خانواده و از سوی دیگر عامل موثر بر تباهی حیات اجتماعی و نابودی جامعه است. این پدیده توانایی سازمان­دهی و سامان­دهی یک جامعه سالم را از بین برده، عمل­کرد به‌هنجار اجتماعی را مختل ساخته است و نوعی بحران اجتماعی را به جامعه انسانی تحمیل می‌کند. می‌توان به جرات گفت آسیب‌پذیر‌ترین قشر اجتماعی در وقوع مساله اعتیاد، کودکانی هستند که یا خود معتاد شده‌اند یا در خانواده‌ای زندگی می‌کنند که یکی از اعضای بزرگ­سال آن معتاد است.

ایران بر اساس گزارش سازمان ملل، یکی از کشورهایی است که در آن قریب بیست و هفت تن، معادل سی و سه درصد، هروئین جهان مبادله و مصرف می‌شود.(Word drog report۲۰۱۲,p ۲۹)

در این مقاله به بررسی چندین گزاره چالشی خواهیم پرداخت، چالش‌هایی نظیر این که مقوله اعتیاد کودکان به چه معناست؟ آیا آمار دقیقی از اعتیاد کودکان وجود دارد؟ آیا وضعیت کودک معتاد را باید مبتنی بر تحیلل‌های روان‌شناختی بررسی کرد یا عوامل دیگر اجتماعی در بروز پدیده اعتیاد کودکان نقش عمده دارند؟ دلایل بروز پدیده کودک معتاد چیست؟ آیا پیامدهای اعتیاد کودکان با اعتیاد بزرگ­سالان تفاوت ساختاری دارد؟ آیا اعتیاد کودکان قابل پیش­گیری و چاره‌جویی است؟ سئوالاتی از این دست، مهم‌ترین محور مقاله حاضر است.

 

کودکان معتاد

آن چه این مقاله بدان متمرکز است، تاکید بر کودک به عنوان افراد واقع در سن زیر هجده سالگی است. مبتنی بر این تعریف می‌توان مقوله کودک و آمار مربوط به اعتیاد در بین آنان را مقوله‌ای شناور در زمان مفروض کرد. بدین معنا که هر سال آماری، گویای بخشی از کودکان دیروز، امروز و فرداست؛ به طوری که به جرات می‌توان گفت حتی افراد بزرگ­سال معتاد در بالای سن هجده سالگی، در سال‌های اخیر در زمره کودکان معتاد به شمار می‌رفتند؛ کسانی که با گذر زمان در مقوله کودکی به گروه سنی نوجوان یا جوان ملحق و منسوب شده‌اند.

بر اساس برآورد صورت گرفته، تعداد کودکان معتاد در ایران حدود سه میلیون نفر ارزیابی می‌شود. بر اساس این برآورد برای به دست آوردن آمار واقعی باید آمار رسمی معتادان را دو برابر کرد. با توجه به آمار دو میلیون معتاد در کشور، باید برآورد شود که در کشور چهار میلیون معتاد وجود دارد. اگر استاندارد یک خانواده را چهار نفر که شامل زن و شوهر و دو بچه است در نظر بگیریم، یعنی شانزده میلیون نفر به طور‌ مستقیم با اعتیاد درگیر هستند. با این روش، هشت میلیون از این آمار کودکان (و نوجوانان) هستند.

وزارت بهداشت و درمان کشور، تعداد معتادان قطعی کشور را دو تا دو میلیون و دویست میلیون نفر اعلام کرده است (دو میلیون و دویست هزار معتاد، ۱۳۹۱). نظام آمارگیری و ثبت میزان کودکان معتاد یا در معرض اعتیاد در کشور مشخص نیست. یکی از مهم‌ترین دلایل این امر، نامشخص بودن مفهومی معتاد و سطح شمول سنی معتادان در بخش انحراف‌های اجتماعی در کشور است. سازمان‌های آمار، برنامه‌ریزی، مددکاری و حمایت اجتماعی، زندان‌ها و نیروی انتظامی و برخی سازمان‌های درگیر در مقوله اعتیاد در کشور نسبت به اعتیاد کودکان کمترین حساسیت را نشان داده‌اند و اصولا در این حوزه به ثبت و احصا نمی‌پردازند. با این وصف برخی شواهد حاکی است بیش از دوازده‌ هزار کودک کار خیابانی در تهران وجود دارد که بر اساس یک تحقیق، نزدیک به پنج ‌درصد این کودکان خیابانی به موادمخدر اعتیاد دارند و حدود چهل‌ درصد آن‌ها در خانواده‌هایی زندگی می‌کردند یا می‌کنند که یکی از اعضای آن معتاد هستند.(تهران میزبان دوازده هزار کودک خیابانی، «ایران»)

بر اساس برآورد صورت گرفته، تعداد کودکان معتاد در ایران حدود سه میلیون نفر ارزیابی می‌شود. بر اساس این برآورد، برای به دست آوردن آمار واقعی باید آمار رسمی معتادان را دو برابر کرد. با توجه به آمار دو میلیون معتاد در کشور، باید برآورد شود که در کشور چهار میلیون معتاد وجود دارد. اگر استاندارد یک خانواده را چهار نفر که شامل زن و شوهر و دو بچه است در نظر بگیریم، یعنی شانزده میلیون نفر به طور‌ مستقیم با اعتیاد درگیر هستند. با این روش هشت میلیون از این آمار کودکان (و نوجوانان) هستند. از سوی دیگر با توجه به اینکه سن بزهکاری و جرم در ایران زیر هجده سال است بنابراین کودکان در این آمار دو‌میلیون معتاد، مجرم و بزهکار شناخته نمی‌شوند و خارج از چرخه آمار و ارقام پلیس هستند.(اعتیاد کودکان در مرز هشدار، «سعدی»)

تحقیق دیگری در جنوب تهران نشان می‌دهد از هشتاد و هفت کودک خیابانی مورد مطالعه که میانگین سنی‌شان یازده سال بوده است، شانزده و یک درصد کودکان مورد مطالعه سیگار و یک و نه درصد مواد مخدر مصرف داشته‌اند.(نگاهی به پدیده ایدز و اعتیاد نزد کودکان، بهنام اخوت) تحقیقی دیگر نشان می‌دهد که اعتیاد به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی در زمینه تکدی‌گری، حدود بیست درصد از کودکان خیابانی را درگیر کرده است. بر اساس این تحقیق، چهل درصد از کودکان کار آنان در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که حداقل یکی از اعضای خانواده آن‌ها معتاد است.(کاهش سن اعتیاد، «زمانه»)

 

دلایل عمده اعتیاد کودکان

در تشریح علل این پدیده بسیاری از صاحب‌نظران از روان‌شناسی تا جامعه‌شناسی نظرات مختلفی ارئه داده‌اند که می‌توان آن‌ها را در سه سطح کلی دسته‌بندی کرد:

الف: سطح خرد. در سطح خرد، شاید یکی از علل گرایش افراد به موادمخدر را بتوان خصوصیات شخصیتی و روانیِ آن‌ها دانست. مطالعاتی که با استفاده از تست‌های روان‌شناسی و به وسیله روان‌شناسان در صد و سه، صد و هفت و شصت مورد نمونه، به طور جداگانه در مورد اعتیاد انجام گرفته، نشان‌دهنده این است که معتادان نسبت بیشتری از مواردی نظیر اضطراب، احساس تنهایی، گرایش به افسردگی، فقر در روابط عاطفی و احساس بی‌کفایتی را تجربه کرده‌اند.(میری آشتیانی، ۱۳۸۴:۳۵)

ب: سطح میانه. در سطح میانه، مهم‌ترین علت اعتیاد را می‌توان نهاد خانواده در نظر گرفت. در حقیقت، روابط خانوادگی و الگوهای رفتاری خانواده، نقش مهمی در سوق دادن افراد به استفاده از موادمخدر ایفا می‌کند.

تحقیقات گسترده در بسیاری از کشور‌ها نشان می‌دهد که معتادان بیش از دیگر افراد به خانواده‌های از هم پاشیده و بی‌ثبات تعلق دارند. آشفتگی خانوادگی از توانایی نوجوانان و جوانان برای سازش با انواع فشارهای روانی می‌کاهد و همین مساله نوجوان را برای استعمال مواد مخدر مستعد می‌سازد. یکی از مهم‌ترین عوامل مطرح شده در این سطح از تحلیل دلایل میل به اعتیاد، سابقه اعتیاد والدین به موادمخدر است. نوجوانانی که والدین‌شان موادی از قبیل الکل، آرام­بخش، سیگار و یا موادمخدر مصرف می‌کنند، بیشتر از سایر نوجوانان در معرض استعمال موادمخدر هستند. علاوه بر این، گروه هم­سالان نیز در بین نوجوانان و جوانان در گرایش به اعتیاد نقش بسزایی دارد. این گروه شامل کودکان هم­بازی، حلقه‌های دوستانه در محله‌ها و مناطق محل زیست و کار می‌شود.(چکیده گزارش بررسی و مطالعه مساله اعتیاد، ۱۳۸۹)

پ: سطح کلان. ساختار اشتغال، بحران بیکاری، نابرابری‌های اجتماعی و نهاد دولت از جمله عواملی هستند که در تحلیل دلایل بروز اعتیاد در سطح کلان مورد توجه قرار می‌گیرند.

بر اساس پژوهش‌های انجام شده، به‌ همان میزان که جوانان دچار بیکاری باشند و نظارت کمتری بر آن‌ها اعمل شود، تمایل بیشتری نسبت به مصرف موادمخدر از خود نشان می‌دهند. در این میان بیکاری از دو سوی اثرگذار است. نخست وجود فرصت‌های اضافی و خالی بودن اوقات فراغت، دوم نداشتن درآمد که سبب می‌شود افراد به دنبال کسب درآمد از راه­های تبهکاری و خرید و فروش موادمخدر و نظایر آن بروند.(پورقاضی، ۱۳۷۰)

 

دلایل اعتیاد کودکان

در مقاله حاضر نگاه اصلی متکی بر اعتیاد کودکان به ویژه با تاکید بر سطح کلان تحلیل است و لذا از تاکید بر عوامل فردی یا خرد پرهیز می‌شود. برخی از مهم‌ترین دلایل اعتیاد کودکان در سطح کلان را می‌توان چنین برشمرد:

تحقیقات گسترده در بسیاری از کشور‌ها نشان می‌دهد که معتادان بیش از دیگر افراد، به خانواده‌های از هم پاشیده و بی‌ثبات تعلق دارند. آشفتگی خانوادگی از توانایی نوجوانان و جوانان برای سازش با انواع فشارهای روانی می‌کاهد و همین مساله نوجوان را برای استعمال موادمخدر مستعد می‌سازد. یکی از مهم‌ترین عوامل مطرح شده در این سطح از تحلیل دلایل میل به اعتیاد، سابقه اعتیاد والدین به مواد مخدر است. نوجوانانی که والدین‌شان موادی از قبیل الکل، آرامبخش، سیگار و یا مواد مخدر مصرف می‌کنند، بیشتر از سایر نوجوانان در معرض استعمال مواد مخدر هستند.

بیکاری. بحران بیکاری در جامعه و اجبار خانواده‌ها به کار کودکان، با توجه به نرخ ترک تحصیل کودکان و افزایش نرخ کودکان کار و خیابان، نشان­دهنده این است که بیکاری در جامعه ارتباط مستقیمی با کار و سپس میزان آسیب‌پذیری کودکان در جامعه به ویژه ابتلا به اعتیاد دارد. در این میان، نوع کار، محیط کار و ارتباط اجتماعی کودک با افراد مشغول در گروه کاری مرتبط و هم­چنین مسیر رفت و آمد و مشتریان یا مخاطبان کار کودک از زمره زمینه‌های دیگری است که می‌تواند سبب اعتیاد کودکان شود.

فقر و نابرابری. بحران فقر، نابرابری و عدم وجود عدالت اجتماعی نیز ازعوامل موثر دیگر بر اعتیاد کودکان است. بدین‌ معنا هنگامی که در یک اجتماع، توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نگیرد، نوعی فاصله طبقاتی به ‌وجود می‌آید و در این میان، افرادی که قادر به ستیز با این بی عدالتی اجتماعی نیستند، احساس محرومیت می‌کنند، منزوی می‌شوند و زمینه روی آوردن به اعتیاد و مصرف موادمخدر در میان آنان بیشتر می‌شود. در همین مسیر، تناسب فقر و بیکاری چنان قوی عمل می‌کند که در فرایند اعتیاد کودک به اندازه بیکاری زمینه‌ساز گسترش و سوق کودکان به اعتیاد را فراهم آورد.

مهاجرت. میل گسترده به شهرنشینی و حاشیه‌نشین شدن مهاجران و خانواده‌های آنان در اطراف شهر‌ها نیز سبب گسترش حاشیه‌نشینی شهرهای بزرگ شده است و خود زمینه‌های افزایش فقر شهری، بیکاری، آسیب‌پذیری خانواده‌ها و سرانجام کودکان می‌شود. مهم‌ترین تهدیدی که کودکان مهاجر در حاشیه شهر‌ها را در مخاطره قرار می‌دهد، اعتیاد است. این پدیده‌ای است که به دلیل وجود ارزان و قابلیت آسان دسترسی بدان، ضریب شیوع آن بین کودکان را افزایش می‌دهد. «میل به مشاغل غیر رسمی، زیرزمینی، قاچاق موادمخدر و کالا و بحران هویت مهاجران این تمایل به اعتیاد را افزایش می‌دهد.»( Leukefeld & Bukoski۱۹۹۱)

 قاچاق مواد مخدر و دسترسی آسان بدان. سهولت در دسترسی به موادمخدر و ارزانی آن از دیگر عوامل زمینه‌ساز و تقویت میل به اعتیاد به ویژه در بین کودکان است.(رئیس دانا، ۱۳۸۱) به تعبیر سازمان بهزیستی، در دسترس بودن مواد مخدر باعث شده که سن اعتیاد در کشور به دوازده سال کاهش یابد. برخی از کودکان به واسطه داشتن مادر معتاد از بدو تولد معتاد به دنیا می‌آیند. در برخی خانواده‌ها که استعمال مواد مخدر امری طبیعی است، امکان ابتلای فرزندان به اعتیاد بسیار بیشتر است. ارزان، متنوع و در دسترس بودن پان شیشه، کراک و اکس باعث گرایش افراد در سنین پایین به آن می‌شود.(اعتیاد در کمین کودکان، احمدزاده)

فساد دولتی. تبهکاری و فساد در بدنه دولت و حکومت نیز از زمره عوامل اساسی است که در اعتیاد و شیوع آن بین کودکان نقش بسزایی دارد. از یک­سو فساد عوامل دولتی در فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد مافیاهای سودآور حتی در بخش تولید و توزیع موادمخدر و واردات و صادارات آن در کشور به خصوص به عنوان جاده ترانزیت موادمخدر از شرق ایران به اروپا زمینه‌ساز افزایش میزان موادمخدر در انواع مختلف و ارزان و قابل دسترس بودن آن حتی برای کودکان در خانواده‌ها می‌شود. از سوی دیگر ناتوانی دولت در دانش و مدیریت تدبیر و چاره‌جویی مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز سبب می‌شود با افزایش فقر، محرومیت تحصیلی کودکان، افزایش مهاجران بیکار و حاشیه‌نشین، به ویژه کودکان، نرخ کودکان معتاد رو به افزایش باشد.

اکثریت متون دینی و احکام علمای شیعی در ایران و به ویژه روحانیون در قدرت مصرف موادمخدر را به اندازه مصرف مشروبات الکلی مذموم و شامل مجازات سنگین نمی‌دانند. پذیرش خاموش و تائید ساختاری مصرف موادمخدر از منظر دین، به ویژه دین سیاسی، که در مدیریت امور اجتماعی و فرهنگی دست‌اندازی و دخالت می‌کند، سبب‌ساز زمینه سهولت و کم خطر بودن گرایش به اعتیاد در نزد خانواده و به طریق اولی نزد کودکان این خانواده‌ها می‌شود.

مشروعیت دینی اعتیاد. اکثریت متون دینی و احکام علمای شیعی در ایران و به ویژه روحانیون در قدرت مصرف موادمخدر را به اندازه مصرف مشروبات الکلی مذموم و شامل مجازات سنگین نمی‌دانند. پذیرش خاموش و تائید ساختاری مصرف موادمخدر از منظر دین به ویژه دین سیاسی که در مدیریت امور اجتماعی و فرهنگی دست‌اندازی و دخالت می‌کند، سبب‌ساز زمینه سهولت و کم خطر بودن گرایش به اعتیاد در نزد خانواده و به طریق اولی نزد کودکان این خانواده‌ها می‌شود.

کودکان مهاجر غیر ایرانی. این قشر از کودکان نیز به دلیل موقعیت آسیب‌پذیری که در جامعه دارند در معرض اعتیاد بیشتری قرار دارند. فقدان حضور پدر و مادر نزد بسیاری از کودکان زیر هجده سال افغان و حتی عرب در کشور و حضور آنان در میادین غیر رسمی کار بدون نظارت و وجود مناسبات امن اجتماعی در کنار فقدان تابعیت، اقامت رسمی و قانونی سبب می‌شود این کودکان بدون ثبت تولد و حضور در جامعه زندگی کنند و در حاشیه‌های ناامن جامعه بیش از سایر کودکان در معرض خطر اعتیاد قرار گیرند.

مجاورت با مرکز تولید موادمخدر. ایران به دلیل همسایگی با یکی از بزرگ‌ترین کشورهای تولیدکننده مواد افیونی، یعنی افغانستان، و داشتن مرزهای طولانی با این کشور، بیش از کشورهای دیگر در معرض ابتلا به اعتیاد و آثار مخرب آن قرار دارد و با وجود تلاش‌هایی در زمینه مبارزه با این مساله (پیشگیری، بازپروری معتادان و...)، دامنه آن همواره رو به گسترش بوده است. از آن جایی که گروه سنی جوان و نوجوان بیش ازمیان­سالان به اعتیاد گرایش دارند، در دسترس بودن موادمخدر شرایط افزایش این ریسک را بیشتر کرده است.(نگاهی به پدیده ایدز و اعتیاد نزدکودکان، بهنام اخوت)

کاهش سن اعتیاد. کاهش سن اعتیاد نیز از دیگر عواملی است که سبب گسترش تعداد کودکان معتاد می‌شود. بر اساس آمار رسمی سال ۸۸ سن شروع اعتیاد، پانزده تا هفده سالگی است و روزانه سیصد نوجوان وارد چرخه اعتیاد می‌شوند.(روزانه سیصد هزار نوجوان وارد چرخه اعتیاد می‌شوند، «خبرگزاری دانشجویان»)

فرهنگ اعتیاد. اغلب کودکان در نظام فرهنگی‌ بزرگ می‌شوند که مصرف موادمخدر را عادی، بامزه و ‌گاه نشانه بلوغ جلوه می‌دهد. در این فضا کودک با کشیدن سیگار یا موادمخدر، احساس بزرگ شدن و شخصیت می‌کند و موادمخدر را به عنوان عناصر معمولی زندگی می‌شناسد؛ امری که از بزرگ­سالان خود در جامعه و خانواده می‌آموزد.( CHILDREN OF ADDICTEDPARENTS, ۲۰۰۵)

تولد کودک معتاد. برخی از کودکان پیش از تولد و از طریق مادر معتاد، به اعتیاد مجبور می‌شوند و به تعبیری معتاد به دنیا می‌آیند. شماری از آن‌ها هنگام نوزادی تا سنین خردسالی بازهم از طریق یکی از اعضای خانواده به دام اعتیاد می‌افتند. این کودکان ازجمله از طریق استنشاق دود موادمخدر دچار این بیماری می‌شوند و برای شماری از آن‌ها نیز در پی بحران‌های روحی و نبود آگاهی در سنین نوجوانی اتفاق می‌افتد. کودکان متولد شده یا بزرگ شده در خانواده معتاد در خطر بیشتری برای بیرون از خانه ماندن خواه برای کار یا بدسرپرستی قرار دارند و لذا نرخ ابتلای آنان به اعتیاد بیشتر می‌شود.( CHILDREN OF ADDICTED PARENTS, ۲۰۰۵)

 

پیامدهای اعتیاد کودکان

مرز میان کودکی و بزرگ­سالی به دلیل در گذران بودن این فرایند از یک­سو و تاثیرپذیری بین نسلی ناشی از اعتیاد، سبب می‌شود که اعتیاد به یک مساله اجتماعی بین نسلی مبدل شود. از این منظر شایسته است به برخی از پیامدهای بنیان سوز اعتیاد کودکان بپردازیم.

پیوند نزدیک صعنت روسپی­گری و موادمخدر گریبان کودکان معتاد یا در معرض اعتیاد را بیش از سایر کودکان می‌گیرد. کودکان معتاد به ویژه دختران معتاد خردسال طعمه بسیار مناسبی برای قاچاقچیان سکس هستند و به راحتی مورد شکار، فروش، آزار و مرگ قرار می‌گیرند. فقدان آمارهای رسمی از سوی نهادهای اجتماعی دولتی و غیر دولتی در ایران یکی از نقاط ضعف جدی در حفاظت و حمایت از حقوق کودکان در برابر اعتیاد و خشونت‌های ناشی از آن در جامعه ایران است.

اول. ازدست دادن نظام امنیتی بدن کودکان در اثر اعتیاد سبب می‌شود کودکان معتاد بیشتر در معرض ابتلای بیماری‌های واگیردار و سخت علاجی نظیر هپاتیت و ایدز قرار بگیرند.

دوم. افزایش زمینه سواستفاده جنسی از کودکان معتاد نسبت به سایر کودکان به مراتب بیشتر می‌شود. کودکان معتاد به دلیل نیاز به تامین هزینه خرید موادمخدر مصرفی و هم­چنین ناتوانی در حمایت از خود در مقابل افراد سودجو و مبادله موادمخدر با یک رابطه جنسی برای رهایی از پرداخت مستقیم هزینه آن، فروش جسم کودک توسط خانواده معتاد برای تامین هزینه مصرف مواد مخدر و... بیشترین آسیب‌پذیری جنسی را متحمل می‌شوند.

سوم. پیوند نزدیک صعنت روسپی­گری و موادمخدر گریبان کودکان معتاد یا در معرض اعتیاد را بیش از سایر کودکان می‌گیرد. کودکان معتاد به ویژه دختران معتاد خردسال طعمه بسیار مناسبی برای قاچاقچیان سکس هستند و به راحتی مورد شکار، فروش، آزار و مرگ قرار می‌گیرند. فقدان آمارهای رسمی از سوی نهادهای اجتماعی دولتی و غیردولتی در ایران یکی از نقاط ضعف جدی در حفاظت و حمایت از حقوق کودکان در برابر اعتیاد و خشونت‌های ناشی از آن در جامعه ایران است.

چهارم. چرخه زندگی شوم اعتیاد چنان بهم متصل است که کودک معتاد از والدین معتاد، اعتیاد را به ارث می‌برد و سپس خود او پس از طی دوران کودکی در اعتیاد، به یک معتاد بزرگ­سال مبدل شده و با ازدواج سبب بازتولید خانواده معتاد و کودک معتاد دیگر می‌شود. گردش مصیبت‌بار و تباه‌کننده اعتیاد کودک حلقه فساد بین نسلی تلقی می‌شود که سبب انقطاع بین نسلی می‌شود و به تعبیری جامعه را به سوی انحطاط می‌کشاند.

پنجم. نقض حقوق کودکان. حقوق کودک از قبیل آموزش، هم­زیستی با گروه هم­سالان، امکان رشد جسمی و روحی لازم و شایسته، داشتن خانه و خانواده امن، برخورداری از بهداشت تنی و روانی و... مفادی از این دست مندرج در پیمان نامه حقوق کودک، از زمره مواردی است که با شیوع اعتیاد در بین کودکان مورد غفلت قرار می‌گیرد و پایمال می‌شود.( (DRUG ABUSE&ITSIMPACT ON CHILDREN

ششم. فروشندگان خردسال موادمخدر یکی دیگر از دستاوردهای اشاعه اعتیاد بین کودکان است. دلالان موادمخدر می‌توانند به راحتی توسط کودکان از چشم قانون و نهادهای مراقبتی دور بمانند و درعین حال به سهولت بیشتری به فروش موادمخدر در بین گروه‌های خردسال و کودکان دیگر بپردازند. کودک معتاد در این فضا خود به یک فروشنده و‌ گاه قاچاقچی موادمخدر مبدل می‌شوند.

 

راه­کارهای اولیه

بدیهی است برای برون‌رفت از هر بحرانی در جامعه و چاره‌یابی یک مساله اجتماعی مانند اعتیاد به ویژه اعتیاد کودکان، پیش از هر چیز شناخت این پدیده از اهمیت و اولویت ویژه برخوردار است. لذا با توجه به ضعف دامنه شناخت کمی و کیفی از ابعاد دقیق این معضل اجتماعی، نمی‌توان به سادگی به نسخه‌هایی برای راه­یابی کاهش و تحفیف این مساله اهتمام کرد. با این وصف، در این بخش تلاش می‌شود به برخی از اهم راه­کارهای پیش­گیرانه، اولیه و مقدماتی اشاره کرد؛ روش‌هایی که می‌توانند زمینه‌ساز برداشتن گام‌های بیشتری در مرحله دوم پیش­گیری و درمان این معضل محسوب شوند. برخی از مهم‌ترین این روش‌ها عبارتند از:

- فعال‌سازی نهادهای دیدبانی خبری و اطلاع‌رسانی و کمک‌رسانی به کودکان و خانواده‌های آنان و جلب هم­کاری نهادهای دولتی، آماری، برنامه‌ریزی و آموزشی از این نهادهای مردمی از دیگر ابزار‌ها و نهادهایی است که می‌تواند سبب‌ساز علنی شدن کمیت و کیفیت ابتلای کودکان به اعتیاد شود.

 -آموزش خانواده‌ها و ضرورت مراقبت خانواده‌ها از گرایش‌های موجود یا در حال وقوع کودکان به اعتیاد توسط نهادهای دولتی و مردمی که خلا جدی در این خصوص به چشم می‌خورد.

 -ساخت و توسعه یک نظام آماری دقیق برای احصای کودکان معتاد و در معرض اعتیاد جهت پایش، اطلاع‌رسانی، پیش­گیری و درمان این مساله اجتماعی از دیگر راه­کارهای زیرساختی است که می‌تواند اطلاعات اولیه برای برنامه‌ریزی و مهار این مساله و رهایی کودکان معتاد از اعتیاد و پیش­گیری از اعتیاد کودکان دیگر را فراهم سازد.

 -فعال‌سازی نهادهای دیدبانی خبری و اطلاع‌رسانی و کمک‌رسانی به کودکان و خانواده‌های آنان و جلب هم­کاری نهادهای دولتی، آماری، برنامه‌ریزی و آموزشی از این نهادهای مردمی از دیگر ابزار‌ها و نهادهایی است که می‌تواند سبب‌ساز علنی شدن کمیت و کیفیت ابتلای کودکان به اعتیاد شود.

 -آماده‌سازی مدارس و آموزش مقدماتی معلمان و مدیران مراکز آموزشی برای آگاهی‌بخشی به کودکان جهت پیش­گیری از ابتلای ناخواسته آنان و یارگیری از مدارس به عنوان نهادهای ناظر در جامعه در حمایت از حقوق کودک از دیگر متد‌هایی است که می‌تواند نقش پیش­گیرانه داشته باشد.

 -آموزش کودکان برای طرح و چاره‌جویی مسائل فردی، خانوادگی و اجتماعی برای کمک به آنان در راه­یابی مسائل خود و پرهیز از گرایش و پناه آوردن به مصرف موادمخدر به عنوان گریزگاهی برای مشکلات خود و خانواده‌شان به ویژه در مقاطع راهنمایی تحصیلی در مدارس و اجتماع نیز از روش‌های خروج از این بحران دامنگیر است.( Preventive drug use among children 2003)

 -شناسایی و قطع شریان‌های حیاتی عوامل قاچاق موادمخدر در کشور به ویژه از سوی نهاد‌ها و کارگزاران دولتی نیز از دیگر عواملی است که می‌تواند سبب ساز تضعیف ورود و توزیع موادمخدر در کشور شود. اگرچه این امر با همه اهمیت آن، راه­کاری است که در ساختار فاسد و تبهکارانه یک حکومت غیرمردمی به سختی می‌تواند زمینه عینی و تحقق یابد، ولی نهادهای حقوق بشری، حقوق کودک و مردمی باید همواره درصدد تحقق آن باشند.

 -مراقبت از خانواده‌های معتاد در فرزندزایی نیز از دیگر عواملی است که می‌تواند به طور نه ریشه‌ای، ولی مقطعی کمک کند تا از تولد کودکان معتاد و پرورش کودکان معتاد در این خانواده‌ها جلوگیری به عمل آید. مادران معتاد باید پیش از بارداری به ترک اعتیاد روی آورند و پس از مراقبت‌های روحی و جسمی به زایش فرزند روی آورند.

 -بسیاری از عوامل سبب‌ساز ساختاری نظیر فقر، بیکاری، محرومیت تحصیلی، مهاجرت بی‌رویه، مهاجران غیر قانونی، فراوانی بالا و دسترسی آسان به مواد مخدر و... از زمره عواملی هستند که در کوتاه مدت نمی‌توان برای آن‌ها راهکارهای به ‌سامانی در نظر گرفت. تغییرات ساختاری در مدیریت کلان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور می‌تواند چشم انداز روشن‌تری برای مقابله با پدیده اعتیاد و رشد کودکان معتاد در جامعه ایران به دست دهد.