فرزندان کوره

مرداد 1384 بود و کارگران یکی از کوره پزخانه های منطقه خدابنده زنجان اعتصاب کرده بودند. کوره در مجاورت روستای زاقلوی خدابنده قرار داشت و جمعا سیزده کارگر (در دو خانواده) از زن و مرد مسن تا کودکان آنها در آن جا کار می کردند.

اعتصاب بر سر اضافه دستمزد و بیمه کارگران بود. سفر من به کوره پس از انجام اعتصاب صورت گرفت و من یک هفته در کنار کارگران و زحمتکشان مبارز آنجا بودم. کارگری که رهبری اعتصاب را به عهده داشت نامش سعید بود وهم او بود که ازمن دعوت کرده بود تا به آنجا بروم. یک هفته اقامت در کوره چیزهای فراوانی را به من آموخت و نشان داد. کودکانی که در کوره پا به پای بزرگتران شان کار و زندگی می کردند بیشتر از همه توجه مرا به خود جلب کردند: "محمد" چهار ساله (که او را به زبان کردی حه مه صدا می کردند)، "شایسته" و "احمد" که هر دو ده ساله بودند، "هیمن" سه ساله که در لای خشت های خشک شده در آفتاب بازی می کرد و "هیرو"ی یک سال و نیمه که در درون گهواره اش شاهد کار و تلاش بی وقفه اعضای خانواده اش بود. محمد با زبان کودکانه اش در پاسخ به سوال من که اهل کجایی؟ پاسخ داد: اهل کوره.

آری اهل کوره ،اهل کوره های رنج، کوره های سختی اهل کوره هایی که سرمایه داری برپا می کند تا از کار و زحمت میلیون ها انسان سود ببرد. این عکس ها یادگار آن روزها است.

افشین شمس قهفرخی



منبع: انحمن فرهنگی سایه، www.saayeh.mihanblog.com