با باربران كوچك بازار

 
مريم ‌السادات ميرشمسى

 

قطار مترو در ايستگاه پانزدهم خرداد توقف كرد. مسافران زيادى براى خريد در بازار و رفتن به خانه پياده شدند. از ميان خيل جمعيت راه خود را براى ورود به بازار باز كرديم تا بالاخره به سر در قديمى بازار تهران با هزار پستو و دالان رسيديم و آن هنگام بود از فضاى قرن بیست و یکم خارج شديم.
آنجا از تكنولوژى يا فن‌آورى و ماشين‌آلات به عنوان ابزارى براى سهولت كار خبرى نبود. كودكانى كه از سن هشت سالگى وارد بازار شده‌اند و حالا به سن نوجوانى و بزرگسالى رسيده‌اند به عنوان وسيله حمل و نقل گاري، چرخ و يا بازوان خود پارچه، چرم، لوله، كيف، لباس و بسيارى وسايل ديگر را از نقطه‌اى به نقطه ديگر مي‌برند. آنها بدون بيمه، پشتوانه كارى و مالي، ثباتى در گرفتن حقوق و دستمزد و در نهايت امنيت شغلى مشغول به كارند.
برخى با چند حجره همكارى مي‌كنند و بعضى ديگر بدون محلى براى استراحت و توقف، چرخ‌هاى گارى كوچك خود را براى چرخاندن زندگى خواهران و برادران كوچك‌ترشان در بازار مي‌گردانند. شغلشان، نه! كارى كه انجام مي‌دهند فعاليتى طاقت‌فرساست كه معلوم نيست در آينده‌اى نزديك بتوانند به آن در اين عرصه و يا در عرصه‌هاى ديگر ادامه دهند و اصلا توانى برايشان باقى مي‌ماند يا خير؟
وحيد پانزده ساله كه دو سال است در بازار مشغول به فعاليت شده به خبرنگار ايسنا، گفت: پدرم چهل سال است در بازار تهران باربرى مي‌كند و من هم به دليل اينكه كار ديگرى نبود تابستان‌ها براى كمك خرج خانواده و خواهرانم در بازار كار مي‌ كنم.
او با بيان اين كه با وجود كارگرى و وضعيت نامناسب خانواده‌اش معدلش در كلاس اول راهنمايى 30/17 شده است، ادامه داد: با وجود تمام زحمتى كه مي‌كشم به صورت كارمزدى و به اندازه بارى كه مي‌برم پول مي‌دهند و بالاترين پولى كه مي‌دهند.
وحيد به خاطر مشكلات مالى زياد خانواده‌اش آرزوى داشتن شغلى بهتر از باربرى مثل دستفروشى را دارد. او براى آينده‌اش به جز درآوردن خرجى خانواده و كمك دست پدرش انگيزه ديگرى ندارد.
محمد شانزده ساله از دوستان وحيد است. او كه از نعمت داشتن پدر محروم است به گپ ما وارد شد: وقتى آمدم تهران هيچ پولى نداشتم. در توليدى لباس مشغول كار شدم و بعد از مدتى كه پول گرفتم چرخ دستى خريدم و حالا در بازار تهران باركشى مي‌كنم، حقوق اين كار با وجود اينكه كارمزدى و به اندازه ميزان باركشى است بهتر و بيشتر از دستمزد كار توليدى است.
او كه به خاطر كار و كسب درآمد براى آينده زندگي‌اش، مدرسه را ترك كرده است! ادامه داد‌:‌ تا الان يك ميليون و نيم پول دارم و مي‌ خواهم مغازه بخرم و شغل مناسبى پيدا كنم.
حجت یازده ساله نيز يكى ديگر از كودكان بازار است. او نيز كه مانند محمد از اول راهنمايى ترك تحصيل كرده است، گفت: از ابتدا در توليدى كار كردم و بعد چرخ دستى خريدم و به صورت كارمزدى و به تدريج پول جمع كردم و تا به الان با روزى هشت هزار تومان يك ميليون پول دارم.
او ادامه داد: من به همراه دو برادر ديگرم كار مي‌كنيم و براى خانواده‌ام در مشكين‌شهر پول مي‌فرستيم و به دليل نبود امكانات در آنجا مجبور شدم ترك تحصيل كنم و به تهران بيايم.
اكبر بیست و پنج ساله و متاهل با دو فرزند كه در بازار باربرى مي‌كند نيز گفت: من با وجود اين كه درسم را تمام كرده‌ام ولى نتوانستم كار ديگرى پيدا كنم و خانواده را از شهرستان اردبيل به تهران آوردم.
او ادامه داد:‌ با وجود اين كه حدود ده سال در بازار تهران مشغول كار هستم پول بيشترى از زمانى كه در شهرستان كشاورزى مي‌كردم به دست مي‌آورم.
عبداله ده ساله متاهل است و حدود چهار سال است در بازار مشغول به باربرى با چرخ است. وى گفت: هر سال حدود يك ميليون نف پشت كنكورى داريم كه من هم يكى از آنها هستم و از ميان اينها سال بعد دویست هزار نفر به دانشگاه مي‌روند و افراد باقيمانده به دنبال كار مي‌روند و با توجه به نياز كار مناسب با تحصيلات پيدا نمي‌شود. اكثر افراد به باربرى و از اين دسته فعاليت‌ها رو مي‌آورند.
او ادامه داد: من اگر در رشته تجربى كه تلاش كرده بودم ادامه تحصيل مي‌دادم مي‌توانستم بهتر از اين براى خانواده و جامعه‌ام مفيد باشم. بنابراين از مسوولان مي‌خواهم تا در زمينه فعاليت‌ها و تخصص‌ها، شغل‌هاى متفاوتى ايجاد كنند تا افرادى مانند ما كه پشت كنكور هستند مشغول به كار شوند و از سوى ديگر بازار با ظرفيت محدودش روز به روز بايد پذيراى تعداد زيادى از بيكاران باشد كه در اين صورت شرايط كارى براى ما كه چند سال است در بازار مشغول به كار هستيم سخت مي‌شود.
اين كارگر بازار تصريح كرد: بنابراين اميد است كه با نظارت و توجه بيشتر مسوولان بر كارگران بخصوص كارگران حمل و نقل بازار مشكلات تعداد زيادى از افراد جامعه كاهش يابد و از سوى ديگر با در نظر گرفتن مشاغلى در شهرستان‌ها و تامين رفاه آسايش و تحصيل آنها مي‌توان به تدريج اين مشكلات را كاهش داد.
خبرنگار ايسنا در زمينه وضعيت كارگران باربر بازار با ذوالفقارى _ مسوول ساماندهى كارگران حمل و نقل بازار _ گفت ‌و گو كرده است.
ذوالفقارى گفت: در اصل نظارت بر اين كارگران در اختيار سركلانتر هفتم بازار، رييس كلانترى بازار، شهردار منطقه و در نهايت نيز تحت نظارت من هستند.
وى بر طرح ساماندهى باربران بازار تهران از سوى مسوولان مربوطه تاكيد كرد و افزود: در حال حاضر به منظور جلوگيرى از تخلف از سوى باربران غيرمعتبر در بازار، براى باربران مورد اعتماد كسبه شماره و لباس صادر مي‌شود.
او خاطرنشان كرد: در بازار با توجه به فصلى بودن كار حمل و نقل افراد ثابتى مشغول به فعاليت نيستند، اما بر اساس بررسي‌هاى صورت گرفته حدودا هشت هزار باربر در بازار وجود دارد كه طبق طرح ساماندهى بازار براى حدود سه هزار و 500 نفر لباس و شماره صادر شده است.
ذوالفقارى تصريح كرد: طبق اين طرح براى هر منطقه از بازار رنگ لباس خاصى درنظر گرفته شده است كه در صورت تخلف به راحتى امكان شناسايى وجود داشته باشد و از سوى ديگر هر يك از افراد قبل از شماره گرفتن و اين كه تحت پوشش طرح ساماندهى قرار بگيرند بايد يكى از كسبه‌هاى مورد اعتماد بازار به عنوان ضامن آنها قرار گيرد كه در صورت تخلف مسووليت را بر عهده بگيرد.
وى در خاتمه افزود: بر اساس اين طرح كه از دو سال گذشته اجرا شده است اعتماد مردم و امنيت كالاى خريداران و فروشندگان تضمين شده است كه اميدواريم با حمايت دولت و مسوولان مربوطه لباس‌ها شناسنامه و شماره جديد اين كارگران به زودى اهدا شود.
حدود هشت هزار باربر در بازار بزرگ تهران دوش خود را زير هزاران كيلو بار در طول روز قرار مي‌دهند تا هم بارها به منزل برسد و هم خانواده‌اى از عرق پاك دست‌رنجى پرتلاش امرار معاش كند. انگار اين كار موقت است، بيمه و بازنشستگى ندارد و بزودى جوان‌هايى كه مهره‌هاى كمرشان ساييده شده و توان حمل بارى ندارد با سرمايه كم و بيش به سراغ شغل ناپايدار ديگرى مي‌روند و جانشين آنها حتما جوانكى ترك تحصيل كرده از ديگر شهر و روستاى نزديك اين ديار خواهد بود...

ايسنا، اول مهر 1384