بچه ها، فراتر از تصور بزرگ ترها...
از كلاسهای قصه نویسی عمو خیاط شروع شد. در نقطهای از شهر، آنجا که در نقشهاش میبایست خودت علامت و نشانه ایجاد کنی تا دیده شود. هر جمعه، بچهها پر هیاهو و بی تکلّف میآمدند و سر كلاس مینشستند و با هدایت عمو خیاط و "یاورها"ی او مینوشتند. بی اغراق خارج از تصور ما و پر از ایجاز و نكته بینی. این كلاسها بهانه و انگیزهای شد برای كلاسهای دیگر. مثلا كلاس عكاسی.
برای شروع كلاس و روش آموزش عكاسی به كودكان پرس و جو كردیم. اساتید راهنماییمان كردند به مقالات وندی ایوالد (Wendy Ewald) كه طی دورهای در مجلهی عكس چاپ شده و در واقع ترجمهای است از كتاب "از من یك عكس بگیر" (Wanna Take Me A Picture). به كمك این مقالات و تجربهی عملی، به این نتیجه رسیدیم كه كودك بیشتر از یادگیری فن كار، نیازمند آشنایی با تصویر و مفاهیم آن است، مفاهیمی از قبیل خوانش عكس و دقت در جزئیات و كسب توانایی در بیان هرچه میخواهد با استفاده از جادوی تصویر. این كنجكاوی و ریزبینی در ناخودآگاه بچهها حضور دارد و تنها انگشت اشارهای میخواهد كه آن را نشان خودشان بدهد: ایناهاش.
كودك بنا به كودكیاش، همه چیز را از دریچهی بكر و دست نخوردهای میبیند كه ما عموما از آن محرومیم. ازین رو به باور ما، تنها میتوانیم ابزار مناسب و مورد علاقهی كودك را در اختیارش قرار دهیم که او به انتخاب خود و با استفاده از ابزارهای در دسترسش، دنیای اطراف خود را بازآفرینی كند. آموزش فنی، تنها بنا به نیاز و در پس پیشرفت نظرگاه بچهها به آنان داده میشود.
كلاسها شروع شد، بدون دوربین برای همه. بچهها دوربین را دوست داشتند. از قرار گرفتن جلوی دوربین به عنوان مدل زندهی شاد، و پشت دوربین به عنوان چشم تیزبین شكارچی لذت میبردند و به در دست گرفتن آن علاقه نشان میدادند. با دیدن عكس شروع كردیم، عكسها را میدیدیم و در موردشان حرف میزدیم. از هلن لویت، كارتیه برسون، اتژه، كرتژ، اودون و... بچهها با مقوا فریم درست میكردند و عكسهایشان را مینوشتند! بالا و پایین داشتیم اما پیش میرفتیم. بعد ازچندی، برای هر دو نفر یك دوربین تهیه شد. دوربین سادهی آنالوگ اتوماتیك با لنز زوم mm 28- mm 60. عكسهای بچهها را اسكن میكردیم و با VCD و تلویزیون میدیدیم. موضوعی به بچهها داده نشد. به طور آزاد عكس میگرفتند و بعد از این كه عكسها را میدیدیم و بررسی میكردیم، در مورد ادامهی روند عكاسیشان صحبت میكردیم. نکته مهمی که در این دوره آموزشی (طراحی و پیشبرد کلاس و حواشی آن) رعایت می شد، بر اساس و منطبق با علایق، توانمندی، پیشنهادات و نظرات بچهها بود و شاید بتوان گفت که در نوع خود منحصر به فرد.
عكاسی كودكان جایگاه خاصی در ایران ندارد. به جز كلاسهای گاه به گاه كانون پرورشی و فكری و مسابقات متفرقه اتفاق خاصی نمیافتد. عكاسی كودكان علاوه بر همهی مزایایی كه برای خودشان، در جهت رشد و پروراندن خلاقیت و قدرت فكر آنها دارد، میتواند اسناد خوبی از روزگار ما، از دریچهی چشم كودكانی باشد كه سالها بعد خود سازندهی روزگار دیگری هستند.
همه این رویدادها در "جمعیت دفاع از كودكان كار و خیابان" اتفاق افتاد. سازمانی غیر دولتی((NGO که فعالیت خود را از سال ٨٢ آغاز كرد. محور فعالیتهای "جمعیت"، آموزش و حمایت از کودکان کار و همه کودکانی که به هر علت از آموزش و حمایت های اجتماعی محروم اند می باشد. به همین منظور، سال ۸۴ "جمعیت" اقدام به تأسیس مرکزی در پاسگاه نعمت آباد نمود که در کنار سوادآموزی، كلاسهای آموزش خلاقیت های ذهنی و داستاننویسی، نقاشی، تئاتر و عكاسی، آموزش مهارتهای زندگی و حقوق کودک برای كودكان و برگزاری هفتگی كارگاه حقوق كودك به منظور آشنایی داوطلبین در طی دو سال اخیر، از جملهی این فعالیتهای آموزشی بوده است.
به پایان این دوره رسیدیم و حاصل آن را در نمایشگاهی از عكسهای بچهها به نمایش عموم میگذاریم.
این نمایشگاه، منتخبی از كارهای كودكانی خواهد بود كه سی هفته، هر جمعه در این كلاسها شركت كردهاند و تا حدی با این رشته آشنا شدهاند و ادامهی آن قطعا بسته به میل خودشان خواهد بود. گرچه ما با كمك به آنها در ادامهی راهشان مصممیم و امیدوار به همراهی شما.
